پیشنهاد شده برای شما :
تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری
تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری

نشانه‌های سجاوندی

عجب سازنده ی این علامت عرب دولاب است

فارسی
انگلیسی
عربی

فارسی
انگلیسی
عربی

رهی معیّری، شهرت محمدحسن معیری، متخلص به رهی، شاعر و ترانه‌سرای مشهور معاصر. در ۱۳۲۷ (۱۲۸۸ش) در خانواده‌ای مذهبی به‌دنیا آمد. فرزند محمدحسن‌خان معیری (مؤید خلوت) و نوه دوستعلی‌خان نظام‌الدوله (معیرالممالک)، وزیر خزانه در دوره ناصری، و از عموزادگان فروغی بسطامی*، غزل‌سرای دوره قاجار، بود؛ با همین واسطه او را از نوادگان بایزید بسطامی*، عارف مشهور قرن سوم، دانسته‌اند. مادرش فخری حجازی (فخر عالم)، از نوادگان میرزااحمدخان مشیرالسلطنه، صدراعظم دوره مشروطه، بود (Ä برقعی، ج ۳، ص ۱۶۱۶؛ رهی معیری، ۱۳۹۱ش، ص۲۰؛ خانعلی، ص ۶۲). او شش ماه پس از تولد، پدرش را از دست داد و به احترام پدر، نام پدرش، محمدحسن، را برای وی برگزیدند، اما قرار شد تا زمانی که به سن بلوغ نرسیده‌است، برای آنکه نام پدر بر طفلی کوچک اطلاق نشود، وی را «بیوک» خطاب کنند. این نام تا آخرین روزهای حیات همچنان بر او باقی ماند (خانعلی، ص ۶۱). او از کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی دلبستگی داشت (رهی معیری، ۱۳۹۱ش، ص ۱۹). مقدمات تحصیل را در دارالفنون فراگرفت و پس از اتمام تحصیل و انجام خدمت سربازی، وارد مشاغل دولتی شد و به‌ترتیب در اداره ثبت، شهرداری تهران، وزارت پیشه‌وهنر، وزارت کار و چندی هم در مقام رئیس اداره کل انتشارات و مطبوعات وزارت اقتصاد ملی خدمت کرد (همو، ۱۳۷۶ش، مقدمه نجف‌زاده بارفروش، ص۲۱، ۲۴). او پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی (کتابخانه کاخ گلستان کنونی) مشغول به‌کار شد (یاحقی، ص ۱۷۶).

رهی طبعی شاعرانه داشت و سرودن شعر را از نوجوانی آغاز کرد. او نخستین رباعی‌اش را با نام «آرزو» در ۱۳۰۶ش سرود (Ä رهی معیری، ۱۳۹۱ش، ص۲۰). در آغاز جوانی در محافل و انجمنهای ادبی با مریم فیروز، از اشراف‌زادگان خاندان فرمانفرما*، آشنا و به او علاقه‌مند شد. رهی در این عشق شکست خورد که سبب شد با جدّیت بیشتری به شاعری رو کند (همو، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۲؛ امین، ص ۲۲۹). بسیاری از اشعار رهی برای «مریم» سروده شده‌است (برای نمونه Ä رهی معیری، ۱۳۸۲ش، ص ۳۴۳ـ۳۴۴). به‌تدریج ذوق شاعرانه رهی در معاشرت با ادبا و شرکت در انجمنهای ادبی شکوفاتر شد. وی در ادبی حکیم نظامی، به ریاست وحید دستگردی*، که به‌منظور تصحیح و مقابله خمسه نظامی تشکیل می‌شد، شرکت می‌جست و با وحید همکاری می‌کرد. همچنین با سایر انجمنهای ادبی همچون ادبی فرهنگستان ایران، روابط فرهنگی ایران و شوروی، روابط فرهنگی ایران و پاکستان، جامعه باربد و موسیقی ملی همکاری و آشنایی داشت (همو، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۳؛ دست‌غیب، ص ۳۶). او با امیری فیروزکوهی*، شاعر معاصر، دوست بود و در ادبی قدس (انجمنی مخصوص اعیاد مذهبی و خواندن اشعار در مدایح و مراثی اهل بیت علیهم‌ال) شرکت می‌کرد و اشعار خود را در آن می‌خواند. وی تا ۱۳۱۸ش (قس امیری فیروزکوهی، ص ۵۲۱ که تاریخ ۱۳۱۳ش را ذکر می‌کند) تخلص شعری نداشت (رهی معیری، ۱۳۹۱ش، ص ۲۱). پس از آن، تخلص «رهی»، به معنای «غلام» را، که حاکی از تواضع و افتادگی بیش‌ازحد او بود، با تأیید امیری فیروزکوهی برگزید (امیری فیروزکوهی، همانجا؛ خانعلی، ص ۶۱). همچنین با نویسندگان و شاعران بنامی چون محمدتقی بهار*، احمد گلچین معانی*، حسین پژمان بختیاری*، محمد حجازی* (خویشاوند او)، ممتاز حسن، دانشمند پاکستانی، خلیل‌اللّه خلیلی*، شاعر افغان، علی دشتی*، و فریدون مشیری* حشرونشر داشت. از بین شعرای معاصر، به شعر امیری فیروزکوهی و احمد گلچین معانی توجه بیشتری می‌کرد (رهی‌معیری، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۴؛ دست‌غیب، ص ۴۹).

رهی عمدتآ به سرودن غزل و ترانه مشهور است، اما سرودن اشعار طنز و فکاهی، اجتماعی، میهنی و سیاسی نیز از دغدغه‌های او بود (Ä ادامه مقاله). وی از ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۶ش با نشریات تهران مصور، باباشمل* و توفیق* همکاری داشت و اشعار انتقادی خود را با امضاهای مستعار «زاغچه»، «شاه پریون»، و «حق‌گو» در آنها به‌چاپ می‌رساند. نزدیک به دو سال نیز مسئول صفحه شعر نشریه اطلاعات هفتگی بود (رهی معیری، ۱۳۹۱ش، ص۲۰؛ نیز Ä همو، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۳ـ۲۴). او در تیر ۱۳۲۵ به اولین کنگره نویسندگان ایران دعوت شد. در این کنگره رهی معرفی شد و لطفعلی صورتگر* اشعار رهی معیری را قرائت کرد ( نخستین کنگره نویسندگان ایران، ص ۱۰۱ـ۱۰۴). این امر نشانه شهرت او در این سالهاست. او پس از انصراف از مشاغل دولتی، در دهه‌های پایانی عمر، با «رادیو ایران» به‌ویژه برنامه گلها، به سرپرستی داوود پیرنیا*، همکاری داشت و در انتخاب اشعار و ترانه‌های این برنامه تأثیر بسزایی داشت. پس از درگذشت پیرنیا، رهی تا پایان عمر سرپرست برنامه گلها بود (رهی معیری، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۴؛ همو، ۱۳۷۵ش، مقدمه صبور، ص۱۰؛ نیز Ä ادامه مقاله).

تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری

رهی سفرهای متعددی به خارج از ایران داشت. مهم‌ترین این سفرها عبارت‌اند از: سفر به ترکیه (۱۳۳۶ش، به مناسبت بزرگداشت جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی)، روسیه (۱۳۳۷ش، شرکت در جشن انقلاب اکتبر اتحاد جماهیر شوروی به دعوت شرق‌شناسان روسیه)، ایتالیا و فرانسه (۱۳۳۸ش)، و افغانستان (۱۳۴۱ش، شرکت در مراسم یادبود خواجه‌عبداللّه انصاری و مجددآ در ۱۳۴۵ش). همچنین، او از دولت فرانسه «نشان لژیون دونور»  را دریافت کرد (همو، ۱۳۷۵ش، همان مقدمه، ص۱۰ـ۱۱؛ همو، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۶ـ۲۷). وی یک سال قبل از مرگش در نامه‌ای، خطاب به ریاست مجلس، مجموعه‌ای از کتابخانه شخصی‌اش را به کتابخانه مجلس شورای ملی (نام کنونی آن: کتابخانه مجلس شورای ای) اهدا کرد. جلد هجدهم از فهرست کتابخانه مجلس به‌طورکلی به کتب اهدایی رهی معیری اختصاص دارد (Ä راستکار، ج ۱۸، ص]بیست‌وپنج[). این مجموعه شامل ۲۳ جلد کتاب خطی و ۱۶۶۲ جلد کتاب چاپی است (همان، ج ۱۸، ص ]بیست‌وشش[). رهی معیری هرگز ازدواج نکرد و سرانجام در ۱۳۴۷ش درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله شمیران به‌خاک سپرده شد (رهی معیری، ۱۳۷۵ش، همان مقدمه، ص ۱۱؛ همو، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۷ـ۲۸).

رهی علاوه‌بر غزل و ترانه در قالبهای مثنوی، قصیده، قطعه و رباعی نیز اشعاری سروده‌است. وی در شاعری، از شعرای متقدم، به‌ویژه سعدی، پیروی می‌کرد، اما از جهات گوناگون از حافظ، مولوی و صائب تبریزی متأثر است. اشعار رهی همچون سروده‌های سعدی ساده و روان همراه با آرایه‌های لفظی و معنوی است. علاوه‌بر شور و شوق و طبع شاعرانه و آشنایی رهی با موسیقی، امتیاز شعر او در ساختار زبان و پیوند آن با قالب شعری و خلق تصاویر قوی همراه با آرایه‌ها و تعابیر دلنشین است (برای نمونه‌های شاخص این اشعار Ä رهی معیری، ۱۳۸۲ش، ص ۶۵، ۷۲، ۱۳۹ـ۱۴۰، ۱۹۲). به عبارتی دیگر، رهی در وهله اول، به سادگی و زیبایی بیان و پس از آن، به دیگر عناصر صوری و معنوی شعر توجه دارد (شفیعی کدکنی، ص ۴۸۲). وی ضمن تأثیرپذیری از سعدی، بی‌آنکه دچار تعقید و پیچیدگیهای سبک هندی شود، به مضمون‌آفرینیها و نازک‌خیالیهای سبک هندی توجه خاصی دارد. او توانسته بسیاری از مضامین بدیع و صورخیال زیبا را در قالب الفاظ زیبا و ترکیبات شیوا بیان کند و از این لحاظ، بر شاعران سبک هندی برتری یافته‌است (همان، ص۴۸۰؛ یوسفی، ص ۵۱۲؛ برای نمونه Ä رهی معیری، ۱۳۸۲ش، ص ۹۵ـ۹۶، ۱۶۶). پس از سعدی و صائب، شعر او یادآور سبک شعر مولوی و حال‌وهوای عرفانی و وارستگی روح اوست (برای نمونه Ä ۱۳۸۲ش، ص ۱۱۴ـ۱۱۵، ۲۰۱). گاه نیز پختگی اشعار و ظرافتهای شاعرانه‌اش یادآور استواری سخن حافظ است (برای نمونه ص ۱۹۸). در منظومه‌ها و قطعات نیز تأثیر سخن نظامی در اشعارش هویداست (برای نمونه Ä همان، ص۳۶۰ـ۳۶۱، ص ۳۶۶ـ۳۷۰، ۴۱۰ـ۴۱۱، ۴۱۸ـ۴۱۹).

بدین‌ترتیب سبک شعر رهی ترکیبی است از سبک عراقی و اصفهانی (هندی)، به‌گونه‌ای که نمی‌توان وی را پیرو یکی از این دو سبک دانست. هرچند در برخی از جراید، مضامین شعر او را کهنه و متأثر از شعرای قدیم دانسته بودند، با نگاهی به اشعار رهی و داوری شعرشناسان جدید به‌خوبی آشکار است که این مضامین به‌گونه‌ای زیباتر بیان شده‌است، به‌طوری‌که مضمون از آن اوست و شاعر قدیم فقط در بیان آن فضل تقدم دارد ( شفیعی کدکنی، ص۴۸۰ـ۴۸۲). از لحاظ زبان و کاربرد واژگان نیز اگرچه در بعضی از اشعار رهی واژه‌های نامأنوس و مهجور چون پایاب، قَصَب، مارگرزه، و غره به‌کار رفته ( رهی معیری،۱۳۸۲ ش، ص ۹۶، ۳۷۷، ۳۹۳، ۳۹۷)، کاربرد این واژگان به زیبایی و دلنشینی اشعار او هیچ لطمه‌ای نزده‌است. به همین سبب است که گفته می‌شود هماهنگی عناصر غزل در شعر رهی بیش از همه شاعران کلاسیک معاصر دیده می‌شود (شفیعی کدکنی، ص ۴۷۹). دست‌مایه شعر رهی مفاهیم و مضامینی چون عشق یا شوریدگی، وارستگی، بی‌نیازی و بلندهمتی، وصف زیبایی و تجربیات اوست. برخی از درون‌مایه‌های اشعار او را ارزشهای اخلاقی (برای نمونه Ä ۱۳۸ش، ص ۳۸۹) و عناصر مذهبی (برای نمونه Ä همان، ص ۳۰۹ـ۳۱۳) تشکیل می‌دهد. یکی از زیباترین این اشعار مثنوی‌ای است که برای بازیافتن تندرستی خود هنگام تشرف به آستان امام‌رضا علیه‌ال سرود (Ä همان، ص ۳۷۴ـ۳۷۶). همچنین در اشعار او مسائل اجتماعی و میهنی به بهترین وجه در قالب طنز و فکاهیات بیان شده‌است. بیان شیوا در غزلهای رهی سبب شده تا او این ویژگی را در طنزهایش هم رعایت کند. اگرچه طنزهای او بیشتر مختص مسائل زمان خود اوست، استحکام اشعارش سبب شده این اشعار متعلق به دوره خاصی نباشد. این دسته از اشعار رهی به زبان مردم نزدیک و از تکلف و صنایع شعری به دور است (برای نمونه این اشعار Ä رهی معیری، ۱۳۷۶ش). برخی از اشعار طنز رهی نقیضه  است، که در آن شاعر با استفاده از شعر یا حکایتی معروف از شاعری دیگر، حکایت و طنزی دیگر می‌سازد (برای نمونه  همان، ص ۸۵). این دسته از اشعار، در کنار سایر آثار طنز، وی را در صف بهترین طنزسرایان قرار داده‌است. به گفته امیری فیروزکوهی (ص ۵۲۲)، اشعار انتقادی و فکاهی و اهاجی و اخوانیات* رهی در حدی است که با اشعار سوزنی سمرقندی* و شهاب ترشیزی* برابری می‌کند. اخوانیات رهی از توانایی او در سرودن این‌گونه اشعار حکایت می‌کند (برای نمونه Ä رهی معیری، ۱۳۸۲ش، ص ۳۳۵ـ۳۳۸، ۴۱۵). از ابتکارات رهی اقتباس او از آثار ادبی جهان و بیان آن به شعر فارسی است؛ مثلا قطعه «سوگند» ( همان، ص ۴۰۵)، «راز شب» (همان، ص۳۶۰ـ۳۶۱) و «نیروی اشک» (همان، ص۴۱۰ـ۴۱۱) را به‌ترتیب از اشعار هندی، ترانه‌های بیلیتیس  (شاعره یونانی) و ادبیات هندی اقتباس کرده‌است.

شهرت رهی در میان مردم به‌سبب سرودن غزل و ترانه (Ä تصنیف*) است؛ ترانه‌های ماندگاری که تا به امروز نیز تازگی خود را ازدست نداده‌اند (Ä نخستین کنگره نویسندگان ایران، ص ۱۰۲). او از کودکی با شنیدن ساز و آواز استادان قدیم با موسیقی آشنا شد و موسیقی را با گوش فراگرفت و با تمام گوشه‌ها و ردیفهای موسیقی قدیم آشنایی کامل داشت (گلهای جاویدان، ص ۹۳). وی با استادان موسیقی معاشرت داشت و با آهنگ‌سازان معروفی چون رضا محجوبی و مرتضی محجوبی*، ابوالحسن صبا* و روح‌اللّه خالقی* همکاری می‌کرد. گاه خودش نیز آهنگ می‌ساخت (همانجا؛ رهی معیری، ۱۳۷۶ش، همان مقدمه، ص ۲۴). به گفته یوسفی (ص۵۱۰)، رهی به ارتقای ترانه‌سرایی بسیار کمک کرد و حتی در این زمینه، از برخی پیشینیان خود، مانند عارف قزوینی*، پیشی گرفت، چنان‌که برخی تکرارها و شکستگیهای نابجا که در تصنیفهای عارف دیده می‌شود در ترانه‌های رهی وجود ندارد و این سبب شهرت و محبوبیت بسیاری از ترانه‌های او شده‌است. بیشتر آهنگهای ترانه‌های رهی از ساخته‌های مرتضی محجوبی و روح‌اللّه خالقی است (دست‌غیب، ص ۳۶). حاصل همکاری رهی با برنامه گلها ساختن ترانه‌هایی جاودان در موسیقی ایران است. ترانه‌های ماندگاری چون «نوای نی»، «شب جدایی»، «لاله خونین»، «مرغ حق»، «به کنارم بنشین»، «من از روز ازل دیوانه بودم»، و «کاروان» از ساخته‌های لطیف اوست (برای همه تصانیف Ä رهی معیری، ۱۳۸۲ش، ص ۵۲۱ـ۵۸۲).

آثار رهی عبارت‌اند از: سایه عمر، که در زمان حیات او به‌چاپ رسید؛ دیوان کامل او که نخستین‌بار در ۱۳۷۹ش به کوشش کیومرث کیوان و بار دیگر باعنوان کلیات رهی معیری به‌چاپ رسید؛ و دو مقاله یکی با عنوان «ساقی‌نامه‌ها» (Ä دانش، سال ۲، ش ۴، اسفند ۱۳۲۹، ص ۲۲۱ـ۲۲۸) و دیگری با عنوان «شعر پارسی در سرزمین هند» (رهی معیری، ۱۳۷۶ش، ص ۱۲۵ـ۱۳۱). وی مجموعه‌ای برگزیده از آثار شاعران ایرانی از قدیم تا دوره جدید را باعنوان گلهای جاویدان فراهم کرد. یوسف خانعلی این کتاب را در ۱۳۶۳ش در تهران به‌چاپ رساند و سیدحسن الهامی بار دیگر آن را با اصلاحاتی اندک در ۱۳۶۷ش چاپ کرد. به گفته محمدعلی معیری (ص ۱۰۴ـ ۱۰۵)، رهی قصد داشت بسیاری از تعالیم و اندیشه‌های امام‌علی علیه‌ال را در نهج‌البلاغه در چکامه‌ای یکجا به‌نظم درآورد، اما فرصت این کار را نیافت.

منابع : کریم امیری فیروزکوهی، «به یاد رهی»، یغما، سال ۲۱، ش ۹ (آذر ۱۳۴۷)؛ حسن امین، ادبیات معاصر ایران، تهران ۱۳۸۴ش؛ محمدباقر برقعی، سخنوران نامی معاصر ایران، قم ۱۳۷۳ش؛ یوسف خانعلی، «زندگی‌نامه رهی معیری» در محمدحسن رهی معیری، جاودانه محمدحسن رهی معیری، گردآوری و کوشش حسین نمینی، تهران: کتاب فرزان، ۱۳۶۳ش؛ عبدالعلی دست‌غیب، «رهی معیری»، پیام نوین، سال ۳، ش ۲ (آبان ۱۳۳۹)؛ فخری راستکار، فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، ج ۱۸، تهران ۱۳۴۸ش؛ محمدحسن رهی معیری، رهاورد رهی، چاپ داریوش صبور، تهران ۱۳۷۵ش؛ همو، کلیات: سایه عمر، آزاده، ره‌آورد، ترانه‌ها، طنزهای سیاسی اجتماعی، تهران ۱۳۸۲ش؛ همو، «مصاحبه با رهی معیری»، در از کاروان رفته: زندگی، نقد، تحلیل و گزیده اشعار رهی معیری، به اهتمام فرهاد نیکنام، تهران: سخن، ۱۳۹۱ش؛ همو، نقد، دیدگاهها، زندگی و طنزهای رهی معیری، به‌کوشش محمدباقر نجف‌زاده بارفروش، تهران ۱۳۷۶ش؛ محمدرضا شفیعی کدکنی، با چراغ و آینه: در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران، تهران ۱۳۹۰ش؛ گلهای جاویدان، به‌اهتمام محمدحسن رهی معیری، گردآوری و تدوین یوسف خانعلی، تهران: نشر سلسله، ۱۳۶۳ش؛ محمدعلی معیری، «یادی از رهی که ز یادها نمی‌رود»، در محمدحسن رهی معیری، جاودانه محمدحسن رهی معیری، همان؛ نخستین کنگره نویسندگان ایران، تیر  ۱۳۲۵، تهران ۱۳۲۶ش؛ محمدجعفر یاحقی، چون سبوی تشنه: تاریخ ادبیات معاصر فارسی، تهران ۱۳۷۴ش؛ غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، تهران ۱۳۶۹ش.

/ صفورا هوشیار /

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بنیاد دایرة المعارف ای می باشد.

 

بیوگرافی محمد حسن رهی معیری

در زندگی نامه محمد حسن رهی معیری چنین آمده است: محمد حسن رهی معیری متخلص به “رهی” فرزند موید خلوت نوه ی معیرالممالک “نظام الدوله” از شاعران غزلسرای بسیار نامی معاصر است. محمد حسن رهی معیری در سال 1288 خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. او پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه وارد خدمات دولتی شد و مشاغل متعدد یافت در سال 1322 خورشیدی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات “وزارت پیشه و هنر” منصوب گردید.

آثار محمد حسن رهی معیری
محمد حسن رهی معیری از دوران کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقه ی فراوان داشت و در اثر ممارست در این سه فن بهره ای به سزا یافت. در آغاز شاعری در ادبی حکیم نظامی که به مدیریت استاد وحید دستگردی مدیر مجله ارمغان تشکیل می شد، شرکت می جست و یکی از اعضاء فعال و مؤثر آن بود.
محمد حسن رهی معیری در موسیقی ملی و فرهنگستان ایران نیز عضویت یافت و رفته رفته با چاپ و نشر غزلهای دلنشین و اشعار عاشقانه اش در روزنامه ها و مجله های کشور شهرت بسیار یافت. آثار و اشعار فکاهی و انتقادیش نیز به امضاهای مستعار “زاغچه” و “شاه پریون” در روزنامه های “بابا شمل” و “تهران مصور” و غیره چاپ و انتشار یافت.

تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری

محمد حسن رهی معیری در سال های آخر عمر در برنامه گل های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می کرد. محمد حسن رهی معیری در همان سال ها سفرهایی به خارج از ایران داشت از جمله: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵. عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر محمد حسن رهی معیری بود.

خود استاد محمد حسن رهی معیری در برنامه رادیویی قصه شمع چنین می گویند: من در همه انواع شعر از قبیل غزل، قصیده، مثنوی، رباعی و… آثاری دارم. نخستین ترانه را در سال 1313 بر روی آهنگ آقای بدیع زاده ساختم که به “شد خزان” معروف شد.

گذشته از غزل های بسیار زیبای محمد حسن رهی معیری که از احساسات پاک او سرچشمه گرفته، ترانه های محمد حسن رهی معیری زبانزد خاص و عام است. آهنگسازانی که با محمد حسن رهی معیری کار کرده اند همه از بهترین ها بوده اند. چون آنچه در کار او مهم است قدرت تلفیق و تطبیق شعر با آهنگ است که ترانه های محمد حسن رهی معیری را جاودانه و ماندگار کرده است.

اشعار محمد حسن رهی معیری
استاد محمد حسن رهی معیری ترانه های بسیار زیبایی سروده اند که از آنها می توان به کاروان، نوای نی، من از روز ازل، اشک و آه، دیدی که رسوا شد دلم، شب جدایی، لاله خونین، دیدی ای مه، راز دل، داغ جدایی و … اشاره کرد. استاد محمد حسن رهی معیری با آهنگسازان بزرگی همکاری کرده است. آهنگسازانی چون مرتضی محجوبی، روح اله خالقی، مهدی خالدی، علی تجویدی، بدیعی و… اما محمد حسن رهی معیری دوستی عمیقی با استاد محجوبی داشت. چنانکه آهنگ زیبای کاروان در مایه دشتی با صدای استاد بنان حاصل این همکاری و دوستی است که نشان دهنده ارتباط عاطفی تنگاتنگ این دو استاد است.

محمد حسن رهی معیری در تصنیف سازی نیز مهارت خود را به خوبی نشان داد و ترانه های بسیار زیبا و خاطره انگیزی از او توسط خوانندگان مشهور ایران در رادیو ایران پخش شد که بیش از پیش موجبات شهرت و محبوبیت او را فراهم ساخت.

شعر رهی معیری

ما را دلی بود کـه ز دنیای دیگر است
ماییم جای دیگر و او جای دیگـــر است…
امـــروز میخــوری غـــم فـــردا و همچنــــان
فــــردا بــــه خاطـــرت غم فردای دیگــر است
گـــر خلـــق را بـــود ســـر ســودای مـال و جاه
آزاده مــــرد را ســـر و ســـودای دیـگـــر اســت
دیشب دلــم بــه جلــوه مستـــانه ای ربــود
امشــب پـــی ربــــودن دلهـای دیگر است
غمخانه ایست وادی کون و مکان رهی
آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

مشهورترین ترانه های محمد حسن رهی معیری
“خزان عشق” ،
“به کنارم بنشین” ،
“دیدی که رسوا شد دلم “
“نوای نی” ،
“دارم شب و روز”
“شب جدایی”
و چند ترانه دیگر است که در بین مردم شهرت به سزایی دارد. در سالهای آخر عمر چند سال برای انتخاب شعر در برنامه ی”گلهای رنگارنگ” رادیو با شادروان داوود پیرنیا همکاری داشت و در شورای شعر رادیو ایران نیز شرکت می کرد.
محمد حسن رهی معیری در حالی که تا آخر عمر مجرد زیسته بود در سال 1347 خورشیدی پس از تحمل چند سال رنج بیماری در 59 سالگی زندگی را بدرود گفت. وی در گورستان ظهیرالدوله شمیران مدفون گردیده‌ است.

از رهی دو مجموعه ی شعر به نام های “سایه ی عمر” و  “آزاده” به جای مانده و هر دو کتاب به چاپ رسیده است. “سایه ی عمر” مجموعه ی غزلهای اوست که تا کنون چندین بار تجدید چاپ شده است. “آزاده” نیز مجموعه ترانه های وی می باشد. علاوه بر آن مجموعه ای از مقاله های ادبی او به نام “گلهای جاویدان” در سال 1363 خورشیدی در تهران چاپ و منتشر گردیده است.
همچنین کتاب رهاورد رهی (مجموعه شعر رهی) نیز در سال 1375 به کوشش داریوش صبور در تهران توسط نشر زوّار به زیور چاپ آراسته شد .

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

وب‌سایت

به نام یزدان بی همتا

محمد حسن معیری(بیوک معیری)که در اشعارجدی از تخلص”رهی”و در اشعار فکاهی و انتقادی از نام های مستعار”زاغچه”،”شاه پریون”،”گوشه گیر”و”حق گو”بهره می برد، در اردیبهشت ماه سال ۱۲۸۸ در خانواده ای اصیل و سرشناس به دنیا آمد.

“رهی”فرزند”محمد حسن خان موید خلوت”نوه ی “نظام الدوله”(وزیر خزانه) و مادرش نیز”فخر عالم حجازی” نوه ی  “میرزا عباس خان قوام الدوله”(وزیر خارجه ی  دوره ی ناصری) و از نزدیکان حجازی(نویسنده ی سرشناس ایران)بود.اندکی بعد از تولد”رهی”پدرش دار فانی را وداع گفت و سرپرستی رهی و برادرش به مادرشان واگذار شد.رهی پس از پایان تحصیلات، در شهرداری مشغول به کار شد و پس از آن در وزارت خانه های دیگر خدمت کرد.

او در سال ۱۳۲۲ به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر منصوب گردید و پس از بازنشستگی به خدمت کتابخانه ی سلطنتی درآمد،هم چنین با نشریاتی نظیر”بابا شمل”و”تهران مصور”همکاری می کرد و فکاهیات او در این نشریات چاپ می شد و اشعار جدی او نیز در مجله ی”اطلاعات”چاپ می شد،به علاوه  در رادیو نیز در برنامه ی”گل های رنگارنگ”در بخش انتخاب شعر با “داود پیرنیا”همکاری می کرد.

تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری

رهی در های ادبی نظیر:”موسیقی ایران”،”جامعه ی باربد”،”ادبی فرهنگستان ایران”،”ادبی نظام”و …شناخته شده بود و عضویت داشت.

شهرت رهی از ایران فرا تر رفت و شهرت زیادی را درکشور های مختلف به خصوص”افغانستان”و”پاکستان”کسب کرد.رهی از دولت فرانسه صاحب نشان”لژیون دونور”بود،اعطای این نشان از دولت فرانسه به رهی شاید به دلیل شعری باشد که رهی در مورد شهر پاریس با نام”پاریس آزاد”سروده است.رهی سرانجام پس از تحمل یک سال درد و رنج در ۲۷ آبان سال ۱۳۴۷ در تهران دار فانی را وداع گفت.

مجموعه اشعار “محمد حسن معیری”(رهی معیری) با نام”سایه ی عمر” و”آزاده”بارها چاپ شده است.

سبک شاعری محمد حسن معیری:

رهی در ۱۷ سالگی به شعر و شاعری روی آورد.او را باید یکی از شاعران چیره دست معاصر دانست که اشعارش از همه نظر موفقیت آمیز بوده و مورد پسند عموم قرار گرفته است.

رهی به شاعرانی نظیر:”حافظ”،”سعدی”،”مولانا”و”مسعود سعد سلمان “عشق میورزید و اشعارش به شیوه ی آن بزرگان بود و دراین راه به صورت مقلدی موفق درآمد ،هر چند که او خود نیز به ابتکاراتی  فراوان دست زد و موفقیت های فراوانی کسب نمود.به هر حال او را می توان از غزلسرایان  موفق معاصر دانست که از کلماتی ساده و روان در اشعارش استفاده کرده و این سادگی و فهم آسان از ویژگی های شعر اوست.او خود از پیروان عراقی است .

استاد امیری فیروز کوهی در سوگ “رهی”گفته است:

رهروی کوی وفاداری،دلیل همرهی

بنده ی عشق و محبت خسرو خوبان رهی

واژگان کلیدی: بیوگرافی  رهی معیری،محمدحسن معیری،محمد حسن معیری،بیوک معیری،زندگینامه ی رهی معیری،مختصری درباره ی احوال و زندگی رهی معیری،مقاله ای پیرامون حیات و سروده های رهی معیری،درباره ی رهی معیری،نقد و شرح آثار و دیوان رهی معیری،رهی معیری کیست؟،شاعر رهی معیری،رهی معیری که بود؟.


/**/

تبلیغات متنی شما
برای مشاهده تعرفه

تبلیغات متنی شما برای مشاهده تعرفه

تبلیغات متنی شما
برای مشاهده تعرفه

تبلیغات متنی شما
برای مشاهده تعرفه

تبلیغات متنی شما برای مشاهده تعرفه

تبلیغات متنی شما
برای مشاهده تعرفه

تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری

آرایش

مدل مو

مدل لباس

بیوگرافی – زندگینامه شاعران – زندگینامه رهی معیری     رهی معیری، متخلص به «رهی» فرزند محمدحسن خان موید خلوت در دهم اردبیهشت ما ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدحسن خان چندگاهی قبل از تولد رهی رخت به سرای دیگر کشیده بود…

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغلی چند انجام وظیفه کرد و از سال ۱۳۲۲ ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر منصوب گردید.رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقه و دلبستگی فراوان داشت و در این هنر بهره ای به سزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:کاش امشبم آن شمع طرب می آمد                    وین روز مفارقت به شب می آمدآن لب که چو جان ماست دور از لب ماست            ای کاش که جانِ ما به لب می آمددر آغاز شاعری، در ادبی حکیم نظامی که به ریاست مرحوم وحید دستگردی تشکیل می شد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شما می رفت. وی همچنین در موسیقی ایران عضویت داشت. اشعارش در بیشتر روزنامه ها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او با نام های مستعار «شاه پریون»، «زاغچه»، «حقگو»، «گوشه گیر» در روزنامه «باباشمل» و مجله «تهران مصور» چاپ می شد.رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. ترانه های: خزان عشق، نوای نی، به کنارم بنشینَ، آتشین لاه، کاروان و دیگر ترانه های او مشهور و زبانزد خاص و عام گردید و هنوز هم خاطره آن آهنگها و ترانه های شورانگیز و طرب افزا در یادها مانده است.رهی در سال های آخر عمر در برنامه گل های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد.رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵، عزیمیت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر نعیری بود.رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در چهارم آبان سال ۱۳۴۷ پس از رنجی طولانی و جانکاه از بیماری سرطان بدرود زندگانی گفت و در مقبره طهیرالا شمیران مدفون گردید.رهی بدون تردید یکی از چند چهره ممتاز غزلسرای معاصر است. سخن او تحت تاثیر شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعودسعد و نظامی است. اما دلبستگی و توجه بیشتر او به زبان سعدی است. این عشق و شیفتگی به سعدی، سخنش را از رنگ و بوی سیوه استاد برخوردار کرده است به گونه ای که همان سادگی و روانی و طراوت غزلها سعدی را از بیشتر غزلهای او میتوان دریافت.اگر بخواهیم با موازین کهن – که چندان اعتباری هم ندارد- سبک شعر رهی را تعیین کنیم، باید او را در مرزی میان شیوه اصفهانی و عراقی قرار دهیم، زیر بسیاری از خصوصیات هریک از این دو سبک را در شعر او میبینیم، بی آنکه بتوانیم او را به طور مسلم منتسب به یکی از این دو شیوه بشماریم.گاه گاه، تخیلات دقیق و اندیشه های لطیف او شعر صائب و کلیم و حزین و دیگر شاعران شیوه اصفهانی را به یاد ما می آورد و در هما لحظه زبان شسته و یکدست او از شاعری به شیوه عراقی سخن میگوید.رنگ عاشقانه غزل رهی، با این زبان شیته و مضامین لطیف تقریبا عامل اصلی اهمیت کار اوست، زیرا جمع میان سه عنصر اصلی شعر – آن هم غزل- از کارهای دشوار است.

منبع:همشهری آنلاینویرایش وتلخیص:آکاایران

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغلی چند انجام وظیفه کرد و از سال ۱۳۲۲ ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر منصوب گردید.رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقه و دلبستگی فراوان داشت و در این هنر بهره ای به سزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:کاش امشبم آن شمع طرب می آمد                    وین روز مفارقت به شب می آمدآن لب که چو جان ماست دور از لب ماست            ای کاش که جانِ ما به لب می آمددر آغاز شاعری، در ادبی حکیم نظامی که به ریاست مرحوم وحید دستگردی تشکیل می شد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شما می رفت. وی همچنین در موسیقی ایران عضویت داشت. اشعارش در بیشتر روزنامه ها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او با نام های مستعار «شاه پریون»، «زاغچه»، «حقگو»، «گوشه گیر» در روزنامه «باباشمل» و مجله «تهران مصور» چاپ می شد.رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. ترانه های: خزان عشق، نوای نی، به کنارم بنشینَ، آتشین لاه، کاروان و دیگر ترانه های او مشهور و زبانزد خاص و عام گردید و هنوز هم خاطره آن آهنگها و ترانه های شورانگیز و طرب افزا در یادها مانده است.رهی در سال های آخر عمر در برنامه گل های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد.رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵، عزیمیت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر نعیری بود.رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در چهارم آبان سال ۱۳۴۷ پس از رنجی طولانی و جانکاه از بیماری سرطان بدرود زندگانی گفت و در مقبره طهیرالا شمیران مدفون گردید.رهی بدون تردید یکی از چند چهره ممتاز غزلسرای معاصر است. سخن او تحت تاثیر شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعودسعد و نظامی است. اما دلبستگی و توجه بیشتر او به زبان سعدی است. این عشق و شیفتگی به سعدی، سخنش را از رنگ و بوی سیوه استاد برخوردار کرده است به گونه ای که همان سادگی و روانی و طراوت غزلها سعدی را از بیشتر غزلهای او میتوان دریافت.اگر بخواهیم با موازین کهن – که چندان اعتباری هم ندارد- سبک شعر رهی را تعیین کنیم، باید او را در مرزی میان شیوه اصفهانی و عراقی قرار دهیم، زیر بسیاری از خصوصیات هریک از این دو سبک را در شعر او میبینیم، بی آنکه بتوانیم او را به طور مسلم منتسب به یکی از این دو شیوه بشماریم.گاه گاه، تخیلات دقیق و اندیشه های لطیف او شعر صائب و کلیم و حزین و دیگر شاعران شیوه اصفهانی را به یاد ما می آورد و در هما لحظه زبان شسته و یکدست او از شاعری به شیوه عراقی سخن میگوید.رنگ عاشقانه غزل رهی، با این زبان شیته و مضامین لطیف تقریبا عامل اصلی اهمیت کار اوست، زیرا جمع میان سه عنصر اصلی شعر – آن هم غزل- از کارهای دشوار است.

منبع:همشهری آنلاینویرایش وتلخیص:آکاایران

سایت بیوگرافی، زندگینامه شهدا ،بیوگرافی بازیگران، مشاهیر ایران ، زندگینامه دانشمندان ، بیوگرافی سیاستمدران ، اخبار چهره ها

تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری
تحقیق در مورد زندگینامه رهی معیری
9

پیشنهاد شده برای شما :

دیدگاهتان را بنویسید